X
تبلیغات
ارتباطات87 - بررسی نقش مراسم مذهبی زرتشتیان درشکل گیری ارتباطات انسانی

تاریخچه آتشکده یزد

زرتشتیان خداپرست هستند وهیچگاه آتش را نمی پرستند بلکه آن را مظهر پاکی می دانند و پرستش را سزاوار خداوند یکتا (اهورامزدا) می دانند.

اهورا به معنی خداوند ومزدا به معنی بزرگ است.

آتش آتشکده یزد، شعله ای از آتش کاویان پارس است که به عقدای یزد آورده شده ومدت هفتصد سال درآنجا روشن نگهداری شده و سپس درسال 552 خورشیدی ازعقدا به اردکان یزد منتقل شده ومدت سیصد سال درآنجا روشن نگهداری شده، درسال 1318 خورشیدی به این مکان انتقال یافته است. تغییر محل آتشکده پارس تاکنون 1536 سال می گذرد و درتمام مدت با همه مشکلات و جنگها پیوسته روشن نگه داشته شده است.

آتش آتشکده ازگذشته تاکنون توسط مسئول مخصوص که مقام هیربدی دارد و از موبدان می باشد درچند نوبت درروز با افزودن قطعه ای چوب خشک و پایدارتر ازسایر چوبها مانند چوب بادام و زردآلو روشن می باشد. خاکستر حاصل از سوخت هیچگونه ارزشی ندارد و در زمان مقتضی تخلیه می گردد.

ایرانیان از سال ها پیش، آتش را به عنوان نماد موجودیت خود یا به عبارتی پرچمی برای هویت ملی خود درنظر داشتند وبه آن افتخار می کردند. زیرا آتش از بین برنده ناپاکی ها و روشن کننده تاریکی هاست. گرما وانرژی آتش، چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد. آتش درونی انسان است که اندیشه او را به خرد بی پایان اهورایی پیوند می زند . بنابراین زرتشتیان به پیروی ازنیاکان خود همچنان آتش را گرامی داشته، نه اینکه آن را پرستش کنند بلکه از روشنایی آتش به عنوان قبله به هنگام نیایش بهره می گیرند.

دین زرتشت اززمان کیانیان و هخامنشیان به تدریج درسرزمین ایران رواج یافت، درحکومت اشکانیان گسترش پیدا کرد و دردوران ساسانیان دین رسمی ایرانیان شد.

اَشوزرتشت ـ پیام آور آیین راستی وخردـ 1768 سال پیش از سال میلاد مسیح، به روز ششم خورداد از ماه فروردین، ششم فروردین در سرزمین ایران بزرگ آن زمان زاده شد.

زادگاه زرتشت و بسیاری از پیروان او، سرزمین ایران است. به همین علت، زرتشتیان درنیایش های خود سرزمین ایران را نیز پیوسته ستایش می کنند وبه مردان و زنان پارسای آن درود می فرستند. گذری هرچند کوتاه برچگونگی زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم زرتشتیان ایران، پیش درآمدی خواهد بود برای پژوهش و شناسایی فرهنگ ایرانیان آزاداندیش، پرتلاش و پارسا که از پس تاریخ چند هزارسالۀ ایران تاکنون پاسداری شده و به یادگار مانده است.

آشو زرتشت، 47 سال با تلاش  خستگی ناپذیر، آیین راستی را با سخنان شیوای خود به مردم آموزش داد تا آنها را از گمراهی ، خرافات و نادانی رهایی بخشد و سرانجام در سن 77 سالگی در نیایشگاه بلخ درگذشت.

ازسراسر سروده های زرتشت، عشق سوزان او به راستی و تلاش و کوشش او در بهبود زندگانی مردم هویدا است، وی پیوسته می سراید: تا مرا تاب و توانی است تعلیم خواهد داد که مردم به سوی راستی بروند. بدون شک تمدن هخامنشی برپایه آیین زرتشت پی ریزی شده و این کیش بهی است که به اخلاق توجه کامل دارد و همواره واقعیت را جست وجو می کند و ازخیال پرستی که نتیجه گریز ازواقعیت می باشد، دوری می جوید. هدف دین زرتشت، تلاش درپاک کردن نفس و بهبود محیط اجتماعی ازراه انجام سه اصل:« اندیشه نیک، گفتار نیک وکردار نیک» می باشد.

اوج ارج گذاشتن به ارزش های انسانی و حقوق بشر دراین دوره ، به کورش هخامنشی نسبت داده شده است. او بی گمان از آموزش های زرتشت، بهره داشته است:«به طور مسلم کورش تحت تاثیر عامل موثری قرار داشت و آن عامل مهم و موثر تعلیمات زرتشت بود. زرتشت همان را اندرز می داد که کورش کرد.»

پس از ایجاد نابرابری اجتماعی درایران که درحکومت ساسانی روی داد، با حمله اعراب، بعضی ازایرانیان مسلمان شدند. گروهی اززرتشتیان نیز که تحمل ستم های ناروا را نداشتند، به سوی  کشورهندوستان مهاجرت کردند. آنان با تلاش و پشتکار خود، سازندگی را گسترش دادند وهم اکنون به نام پارسیان از شهروندان ارزشمند و خوشنام هندوستان به شمار می آیند.

زرتشتیانی که درزادگاه خود ایران باقی ماندند، درنخستین حکومت های پس از ساسانیان و تعصب های موجود، روزگار سختی داشتند و پس ازسالها رنج و دربدری به شهرهای کویری ایران، یزد و کرمان پناه بردند و با کندن کاریزها، آب را ازدل زمین برآوردند و پیشه سفارش شده پیامبرشان، کشاورزی را در شهرهای کویری گسترش دادند.

دین زرتشت، آیین شادمانی است. ازاین رو پیروان زرتشت شاد بودن و خوش زیستن را برگزیده اند و از افسردگی وسوگواری دوری می کنند. درآیین زرتشت جشن و سرور نیز، یکی از راه های نیایش و ستایش خداوند و نزدیک شدن به اوست، به همین انگیزه زرتشتیان، غیراز جشن های نوروز، مهرگان و سده، جشن های ماهیانه نیز دارند و آن روزهایی است که نام روز با نام ماه برابر می شود. پیامبر ایران، پیروان خود را شادمان و خشنود می خواهد زیرا در پرتو این فروزه ها ، تن انسان نیرومند و روان او شاد می گردد، در نتیجه شوق به کار و کوشش دراین فرد فزونی می یابد. در بینش اشو زرتشت خوشبختی و آسایش واقعی تنها با تلاش و ازراه راستی به دست می آید و هرگز انسانی که از راه ناشایست خود را خوشبختی می پندارد به خرسندی واقعی در زندگی دست نیافته است.

جشن ها

زرتشتیان، به مناسبت های گوناگون تاریخی ، ملی و طبیعی و دینی ، جشن هایی دریک سال خورشیدی برپا می دارند. از گروه جشن های ملی، نوروز جلوۀ ویژه ای دارد، زیرا شروع سال نو را گزارش می دهد و هنگام شکفتن جوانه ها و بالندگی طبیعت نیز می باشد.

در باور زرتشتیان، نوروز که از ماه فروردین آغاز می گردد، از آنِ فَروَهَر درگذشتگان است که از ده روز پیش از نوروز برای سرزدن بستگان خود به سوی آنها خواهند آمد، به همین انگیزه درپایان اسفند ماه هرسال، خانه تکانی می کنند، خشم و کینه را از جان و روان خود می زدایند تا فروهر درگذشتگان خشنود گردند و درسال جدید، برکت و بهروزی را به بازماندگان پیشکش کنند. سپس در نخستین روز سال نو، به آتشکده یا نیایشگاه ها می روند تا روز و سال نو را با یکدلی و همبستگی درکنار یکدیگر و با نور و روشنایی آغاز کنند و اهورامزدا رانیایش کنند.

جشن مهرگان، درروز مهر از ماه مهر برگزار می شود. دربیان تاریخی پیروزی فریدون برضحاک تازی و ستمگر را به همراه دارد و ازسوی دیگر آغاز زمستان را درگاه شماری باستانی ایران گزارش می دهد.

جشن چله، بزرگترین شب سال و آخرین روز ماه آذر است، شادمانی مردم در آن شب برای بلندتر شدن روزها، افزایش روشنایی و زایش مهر (نورخورشید) است.

جشن سده، یادگار مهار شدن آتش به گزارش شاهنامه فردوسی است. درشامگاه روز دهم بهمن، پشته های هیزم را فراهم کرده و آن را با مراسمی ویژه آتش می زنند، با این کار تاریکی شب را به روشنایی تبدیل کرده و کشف آتش در تاریخ نیاکان خود را ارج می گذارند. در گاه شماری زرتشتی، سال به دوازده ماه سی روزه و پنج روز پایان سال تقسیم شده است. دراین گاه شماری هرروز نام ویژه ای دارد. هرگاه که نام روز با نام ماه برابر شود آن را جشن می گیرند. از برجسته ترین آنها تیرگان جشنی است که از نظرتاریخی به فداکاری آرش کمانگیر درگسترش مرز ایران نسبت دارد. درتیرگان زرتشتیان به یکدیگر آب می پاشند تا درباور سنتی خود، خرمی و سرسبزی را با آمدن باران آرزو کرده باشند.

جشن اسفندگان، روز سپندارمذ ازماه اسفند است سپنتَه آرمَئی تی عشق پاک و مقدس است و بیشتر از زنان سرچشمه می گیرد، این روز به زنان و مادران اختصاص دارد. به احترام ویژگی های فداکاری، فروتنی و مهربانی مادر، جشن ویژه ای درروز مادر برپا می گردد.

جشن مهرگان

زرتشتیان از تقویم و گاه نمای ویژه خود پیروی می کنند. در گاه نمای زرتشتی هرماه 30 روز تمام و هرروز آن نام ویژه ای برای خود دارد. نام 30 روز ماه و ترجمه آن به ترتیب عبارتند از:

1.     اورمزد، هرمزد: نام خداوند

2.     وهمن، بهمن: اندیشه نیک

3.     اردیبهشت: بهترین اشویی

4.     شهریور: شهریاری مینوی

5.     سپندارمذ: آرمان مقدس

6.     خورداد: رسایی

7.     امرداد: جاودانگی

8.     دی به آذر: آفریدگار روشنایی

9.     آذر: آتش

10. آبان: آب

11. خور، خیر:خورشید

12. ماه: مهر

13. تیر، تشتر: سمبل باران

14. گوش: حیوانات

15. دی به مهر: آفریدگار مهر

16. مهر: پیمان

17. سروش: ندای درونی

18. رشن: دادگستری

19. فروردین: نیروی پیشرفت

20. ورهرام: پیروزی

21. رام: رامش

22. باد: باد

23. دی به دین: آفریدگار دین

24. دین: وجدان

25. ارد: توانگری

26. اشتاد: راستی

27. آسمان: آسمان

28. زامیاد: زمین

29. مانترسپند: گفتار پاک

30. انارام: روشنایی بی پایان.

اسامی 12 ماه سال نیز دربین نام های 30 روز گنجانده شده است. بنابراین درهرماه روزی فرا می رسد که نام همان ماه را دارد. سپس نام روز و ماه یکی می شود و زرتشتیان آن روز را جشن می گیرند، اینها را جشن های ماهیانه می گویند. برجسته ترین جشن های ماهیانه، روز مهرماه و جشن مهرگان است.

جشن مهرگان درایران باستان پس از جشن نوروز، باشکوه ترین جشن محسوب می شده است. اکنون نیز زرتشتیان این جشن را برگزار می کنند. دربرخی از روستاهای استان یزد، این جشن مهرایزد نام دارد و با مراسم ویژه ای همراه است.

مهرایزد پنج روز ادامه دارد. اغلب خانواده ها خوراکی های سنتی مانند نان تنوری، نان روغنی ، چند نوع حلوا، آش، گوسفند تنوری و آجیل مخصوص فراهم می کنند. مستمند و توانا باید از این نوع خوراکی ها به طور یکسان استفاده کنند. بنابراین درآخرین روز جشن مهرگان، پس از مراسم ساز و گشت که درتمام خانه های روستایی انجام می گیرد، همه درتالار بزرگی که درکنار نیایشگاه یا آتشکده روستا واقع است، گرد هم می آیند و پس از نیایش، آجیل و خوردنی های جشن مهرایزد بین همه تقسیم می گردد. درمراسم ساز وگشت مهرایزد، همه اهل محل؛ زن ومرد، پیر وجوان درکوچه های روستا حاضر می شوند. پیشاپیش  آنها هنرمندانی دف و سرنا می نوازند. این گروه حرکت خود را از سرچشمه آب قنات یا چاه آغاز می کنند. سپس به تمام خانه های روستا می روند و کدبانوی خانه آینه ، گلاب، شیرینی و آجیل را به همه پیشکش می کند. پس از آن یکی از افراد محل با صدای رسا اسامی درگذشتگانی را یاد می کند که ازچند نسل پیش درآن منزل سکونت داشته اند و برای آنان آمرزش درخواست می کند. دیگران با گفتن«ایدون باد» آرزوی شادی روان برای درگذشتگان و تندرستی و شادزیوی برای بازماندگان می کنند و پس از جمع آوری هدایای نقدی برای نیایشگاه و آتشکده روستا، با ساز ودف به سوی منزل بعدی حرکت می کنند.

جشن تیرگان

جشن ماهیانه دیگری که برابر شدن روز تیر از ماه تیر را گزارش می دهد، تیرگان یا آبریزان است. این جشن همچنان دربین زرتشتیان پایدار مانده است. یکی از ویژگی های برگزاری این جشن، پاشیدن آب به همدیگر است. سنت آب ریزی از بامداد روز جشن درکنار رودخانه ، چشمه، قنات یا استخرهای آب انجام می گیرد. جشن آب ریزان را اغلب جوانان و نوجوانان انجام می دهند، تا سرگذشت سال های رنج آورخشکسالی را یادآوری کنند و شادمانی نیاکان را به هنگام پیروزی تشتر و باریدن باران ارج گذاشته و جشن گرفته باشند. فال کوزه نیز یکی از مراسم ویژه جشن تیرگان است که بیشتر توسط دوشیزگان و بانوان صورت می گیرد.

سنت دیگر درجشن تیرگان، نخ های ابریشمی هفت رنگ است که دوشیزگان و بانوان زرتشتی برمچ دست خود می بندند. این سنت شاید سمبل رنگ های رنگین کمان آسمان به هنگام بارندگی باشد. این نخ ها را تیر وباد می گویند وازروز تیر و جشن تیرگان بردست گره می زنند وتا ده روز بعد، یعنی روز باد به دست خود دارند. درآن روز برجای بلندی می روند و با خواندن ترانه هایی نخ را از دست خود باز می کنند وآن را به باد می دهند وتیر آرش کمانگیر را که باور دارند درچنین روزی از کمان رها شده و توسط ایزد باد هدایت گردیده تا مرز ایران و توران را درایران آن زمان مشخص کند، یادآوری کرده باشند.

جشن گاهنبار

گاهنبار ازجشن هایی است که به پیشۀ نخستین ایرانیان، یعنی کشاورزی و دامداری ارتباط دارد و درهرسال شش مرتبه و درزمان ویژه ای برگزار می شود. شاید سابقه برگزاری این جشن به پیش از زرتشت بازگردد. گهنبار درآغاز جشن کشاورزی بوده است و درهرفصل که تغییراتی مفید برای زمین، گیاه، آب و هوا رخ داده، شادمانی کشاورزان را به همراه داشته است. انسان ها درمحلی گردهم جمع شده اند و همایشی برای بهتر شدن شیوه های کشاورزی و دامپروری تشکیل می دادند و ازسوی دیگر، بخشی از سود کشاورزی و دامپروری را به نیازمندان پیشکش می کردند. برخی از پژوهشگران نیز شش نوبت اجرای گاهنبار را به شش مرحله آفرینش درباورهای سنتی زرتشتیان نسبت داده اند.

نخست درمحل ویژه ای سفره گاهنبار گسترده می شود. نان وخوراکی های سنتی، میوه و چیزهایی دیگر که به عنوان سمبل فراهم شده است، روی سفره می گذارند. موبد با لباس سفید درکنار سفره گاهنبار می نشیند وبخش هایی از اوستا را می سراید وشرکت کنندگان نیز او را همراهی می کنند. دهموبد(همکار موبد) درپایان مراسم مقداری از چند نمونه خشکبار که لُرک نام دارد، به طور مساوی بین همه پخش می کند و میوه هایی را که درهنگام اجرای مراسم به قسمت های کوچکتر تبدیل کرده است نیز به شرکت کنندگان می دهد. دربرخی از گاهنبارها، نان تنوری وسبزی نیز به همه داده می شود و با آش و آبگوشت ازهمه پذیرایی می گردد.

 

آئین سدره پوشی

هرنوجوان که زرتشتی زاده باشد، آزاد است تا دین و اندیشه نیاکان خود را به اختیار خود و ازروی خرد بپذیرد. درپیام زرتشت هات 30 بند 2 آمده است:

ای مردم این حقیقت را به گوش هوش بشنوید.

با اندیشه روشن و ژرف بینی آنها را بررسی کنید.

هرمرد وزن راه نیک و بد (دین) را شخصا برگزیند.

پیش از فرارسیدن روز واپسین همه بپا خیزید.

و درگسترش آیین راستی بکوشید.(آذرگشسب، 131:1372)

زمانی که دختر یا پسر آنها با خرد خویش دین نیاکان خود راباور کرد وبه سن خردمندی رسید، آنگاه برابر یک سنت دیرینه ، جشنی زیبا و ساده برپا می شود. دراین آئین، نوجوان پیراهنی بدون یقه و سفید از جنس کتان به نام سدره می پوشد. موبد بخش هایی از اوستا را می سراید و کمربند نازکی به رنگ سفید و ازجنس پشم گوسفند به نام کُشتی را سه بار بر روی سدره و به دور کمر نوجوان گره می زند. سدره و کشتی، سمبل و نشان بیرونی زرتشتیان است که بیانگر و پشتوانه نمادهای درونی مزداپرستان؛ یعنی اندیشه، گفتار و کردار نیک است.

 

آئین زناشویی

زناشویی درآئین زرتشتیان بسیار پسندیده است و ازدواج نکردن ازگناهان به شمار می آید. درسنت زرتشتیان، دختر و پسر برپایه آزادی و برمبنای خرد، همسر خودرا انتخاب می کند. پدر، مادروخویشان نباید در این گزینش پافشاری انجام دهند.

اشورزرتشت پیامبر ایرانی در بندی از گاتاها به عروس و داماد چنین می فرماید:

ای تازه عروس و ای پسر جوان

دین را ازروی خرد باور کنید.

و راه زندگی را با منش نیک بپیمایید.

کوشش کنید تا درانجام کار نیک

ازدیگری پیشه بگیرید.

تنها با این روش می توانید

زندگی شادی بخش با همسر خود داشته باشید

و کامیاب و رستگار شوید.(آذرگشسب، 529:1372)

خواستگاری، گواه گیری(عقد)، جشن عروسی و پاتختی ازمراسمی است که در ازدواج و زندگی زناشویی وجود داشته است واکنون دربسیاری از شهرها و روستاها با همان شیوه برگزار می شود.

خویشان داماد نقل و شیرینی، انار سکه زده، دستمال سبز ابریشمی با دانه های سنجد و برگ های خشک آویشن، قند سبز و شاخه هایی از سرو را به خانه عروس می برند و پس از دریافت آینه و گلاب و شربت و شیرینی، از عروس خواستگاری می کنند.

زرتشتیان در رسم سنتی ودینی خود، تنها یک همسر برمی گزینند ودرمورد زناشویی مهریه نیز پرداخت نمی کنند . جدایی زن و شوهر نیز به ندرت و تنها درموارد خاص صورت می گیرد.

شواهد بسیاری هست که تساوی زن و مرد را در پیوند همسری نشان می دهد. خود واژه پیوکانی، پیوند همسری، نشانه این برابری است. گذشته ازاین که اشو زرتشت درگات ها به دختران و پسران دریک سطح سخن می گوید، سن همسری برای دختر و پسر مساوی و پانزده سال بوده است.

آن گونه که از دادستان دینیک برمی آید، درایران باستان پنج گونه پیوکانی بوده است که بردو پایۀ استوار، همبستگی خانوادگی و دیگری پایداری نام خانواده بوده است.

دردین زرتشت آزادی درگزینش همسر بوده است. این امر ازسخنان اشو زرتشت درگات ها کاملا روشن است. ازسوی دیگر، دانشمندان و جامعه شناسان زمان ساسانیان اندیشیده اند که درعین حفظ آزادی گزینش، باید جوانان را متوجه کرد که پیوند همسری بین یک دختر و پسر، پیوند نزدیکی بیشتر بین خانواده های عروس و داماد هم هست، بنابراین برای بقای خانواده و برای این که همسری بین دختر و پسر از دو خانواده مختلف، شکافی دررابطه جوانان و پدران و مادرانشان ایجاد نکند، در پیوکانی هایی که با اجازه پدر و مادر انجام می شده است، امتیاز بیشتری به فرزندان می دادند، بدون این که درازدواجی که بدون دریافت موافقت پدر و مادر صورت گرفته باشد، خللی ایجاد کند.

نام و بقای خانواده

طبق سنت جوامع قدیم که امروز هم تا اندازه زیادی معمول است، پس از پیوکانی، دختران نام خانواده پسران را می پذیرند. برای این که نام و بقای خانواده از میان نرود، گاهی پدر بدون پسری، با دختر و دامادش قرار می گذاشت که اگر فرزند پسری پیدا کنند، نخستین فرزند پسر را به فرزند خواندگی به پدر دختر بدهند. دراین صورت این پسر نام خانواده پدربزرگ(یا مادرش) را می گرفت و از پدربزرگ هم ارث می برد. خارجیان، به ویژه یونانیان که با این سنت ایرانیان آشنایی نداشتند، تصور می کردند که این فرزند نتیجه همخوابگی پدر با دخترش بوده است! درحالی که این فرزند، فرزند مرد دیگری بوده است، منتهی برای حفظ نام پدر دختر، به فرزند خواندگی به او واگذار شده است.

 

آئین درگذشتگان

مرگ انسان درکیش زرتشتی پایان زندگی نیست، بلکه آغازی برای ادامه شادی روان به شمار می آید. به همین انگیزه، سوگواری و ماتم پس از درگذشت هرشخص پسندیده نیست. تن هرفرد درآیین زرتشتی ارزش فراوانی دارد؛ ازاین رو بدن را پاک نگاهداشت و نیازهای طبیعی آن را برآورده کرد و نیرومندی آن را فراهم ساخت. ولی با مرگ انسان، جسم بی ارزش می گردد وباید به گونه ای عمل کرد که محیط زیست برای زنده ها آلوده نگردد.

ایرانیان باستان با شیوه هایی گوناگون، جسد مردگان را ازبین می برند که یکی از این روش ها، دخمه گذاری بوده است. دخمه برجی بود که دربالای کوه و دور از محل زندگی ساخته شده بود و جسد مردگان را درداخل آن می گذاشتند تا خوراک کرکس ها شود. زرتشتیان این روش را تاحدود 40 سال پیش در یزد، کرمان و برخی از نقاط ایران انجام می دادند. اکنون ویرانه ساختمان برخی از دخمه ها دراین شهرها مشاهده می شود. از آن زمان به بعد زرتشتیان جسد مرده های خود را به خاک می سپارند.

پس از خاکسپاری، در پسین روز سوم پس از درگذشت و سپیده دم روز چهارم، سپس در روز دهم و روز سی ام، با سرایش بخش هایی از اوستا، مراسم آیینی ویژۀ درگذشتگان درمنزل متوفی و یا درتالارهای همگانی برگزار می شود. دراین مراسم، بازماندگان و خویشان گردهم می آیند وبا تهیه نان خانگی و خوراکی های سنتی و با نیایش خود، یاد وخاطره درگذشته را ارج می گذارند.

 

نیایش و نیایشگاه

درسنت زرتشتیان نیایش به صورت فردی یا گروهی و پنج نوبت در شبانه روز انجام می گیرد. ازآنجا که پرستش «سو» (قبله) زرتشتیان روشنایی است، آنها به سوی نور و روشنایی نماز می خوانند. دربرخی از روزها، به آتشکده می روند تا رو به روشنایی آتش، نماد مهر و گرمی که توسط موبد آتشبان نگهداری و پاسداری شده است، اهورامزدا را ستایش کنند.

آتشکده ها یکی از نیایشگاه های زرتشتیان است. زرتشتیان دربرخی از شهرهای ایران نیایشگاه هایی نیزدارند که به آنها « پیر» می گویند. دراستان یزد پیرهایی وجود دارند که برخی از آنها دردامنه کوه ها و خارج از شهر واقع شده اند. نام زیارتگاه های یزد عبارتند از:

1.     پیر سبز(چک چک) واقع در کوه های خرانق یزد، روز گردهمایی از 24 تا 28 خورداد(خرداد).

2.     پیرهریشت، واقع در 14 کیلومتری اردکان و 80 کیلومتری یزد، روز گردهمایی از 7 تا 11 فروردین.

3.     پیر نارکی، واقع در غرب شهرستان مهریز و 55 کیلومتری یزد، روز گردهمایی از 11 تا 15 مرداد.

4.  پیر نارستانه، واقع در دره یی در 30 کیلومتری شرق یزد و شمال روستایی به نام مریم آباد، روز گردهمایی از 2 تا 6 تیر.

5.     پیر بانو(پارس بانو)، واقع در دره یی درجنوب شهر عقدا و شمال غربی یزد، روز گردهمایی از 13 تا 17 تیر.

6.     ستی پیر، واقع در نزدیکی مریم آباد یزد، روز گردهمایی 24 خورداد(خرداد).

پیرها درروزهای ویژه یی از سال شاهد حضور بسیاری از زرتشتیان هستند. آنها در روزهای ویژه هر پیر(که هریک پنج روز ادامه دارد) درآن مکان حضور می یابند، عود، شمع و چراغ های روغنی روشن می کنند، کندر و چوب سندل برآتش می گذارند تا بوی خوش پراکنده سازد، آنان درفضای ویژه یی، خداوند جان و خرد را ستایش کنند.

بحث بعدی که مورد گفتگو قرار می گیرد: کردار درفرهنگ زرتشت و معادل آن در یوگا، "کار ما" می باشد. در فرهنگ زرتشتی نیز مانند کارما یوگا به معنای عمل بدون چشم داشت، توجه و اشاره یی شده است. اشویی بهترین است اشویی یعنی کردار نیک. به خاطر این که ما باورمان این باشد که این کار باید انجام شود. تا خدمتگزار آیین راستی باشیم برای ترویج شادمانی و برای گسترش نیکی ، نه برای دریافت پادش. یعنی ما باید کار نیک را انجام دهیم تا ثابت کنیم هنجاری که برای جامعه انسانی نیز لازم است، اشویی است، وظیفه خدایی ماست اگر کارنیکی را انجام می دهیم نه برای دریافت پاداش.  

 

گات ها، کتاب دینی زرتشتیان

هنگامی که از پیروان ادیان الهی درباره سخنان پیامبرشان پرسش می شود هر یک کتاب ویژه ای را معرفی می کنند که دربرگیرندۀ وحی و الهام خداوندی به آن پیامبر است.به همین روی مسلمانان، قرآن مجید را کتاب آسمانی پیامبر خود معرفی می کنند و یهودیان و مسیحیان به ترتیب تورات و انجیل را نام می برند. به این ترتیب هر جا سخن از کتاب دینی زرتشتیان باشد، درپاسخ از اوستا به نام کتاب دینی زرتشتیان یاد می شود. این پاسخ ازیک سو درست به نظر می رسد زیرا این کتاب به زبان اوستایی است ولی هنگامی که تمام متون اوستایی بررسی شود با نگرش به موضوع بخش های اوستا و چگونگی نگارش هرمتن ازاین کتاب نتیجه این است که همه بخش های اوستا گفته های اشو زرتشت نیست و تنها سروده هایی از اوستا که دربخشی از یسنا قرار گرفته است، ازآن پیامبر ایران است و این بخش گات ها نام دارد.

مجموعه اوستا که درتاریخ و ادبیات ازآن یاد شده از پنج بخش تشکیل شده است. یسنا، یشت ها، ویسپَرد، وندیداد و خرده اوستا.

خرده اوستا ازهمه بخش ها جوانتر است، گزیده بخش هایی از یشت های کهن با سرودهای جدید است. نمازهایی روزانه و سرودهایی درباره برگزاری مراسم آیینی و درگذشتگان درآن گنجانده شده است.

وندیداد که بخش دیگر است، درزبان اوستا«وی دَئو داتَه» یعنی قانون ضد دیو است. دیو در باور مردمان پیش از دوره یکتاپرستی، خدایان پنداری ویران کننده بودند که می بایست برای آنان قربانی و قدیه انجام شود تا از خشم آنان کاسته شود. دراین کتاب و به زبان اوستایی سفارش هایی درباره پاکیزگی و احکام پرهیز ازمردان مربوط به زمان باستانی ایران آمده است که دردانش زمان خود ارزشمند بوده و بیانگر نگرش مردم ایران باستان به اصول پزشکی ، بهداشت و قانون اجتماعی است.

ویسپرد، یکی از بخش های اوستا است که وابسته به نمازها و نیایش های جشن گاهنبار است. این جشن، شش مرحله درسال برگزار می شود که درآغاز به مناسبت های گوناگون پیشه کشاورزی شکل گرفته و اکنون با برپایی نیایش های همگانی به داد و دهش و پذیرایی پرداخته می شود.

یشت ها، سرودها و گفته های بسیار کهن است و درحماسه هایی به صورت نثر مسجع درستایش ایزدان است.

یسنا، نیایش هایی درستایش پروردگار و آفریده های نیک اوست. سرودهای یسنا، 72 بخش هستند که هریک را « یَسن» یا « هات» می گویند. یسنا از مهمترین بخش مجموعه اوستا به حساب می آید، زیرا سخنان و پیام اشوزرتشت دراین بخش جای دارد.

 

جشن نیکوکاری، داد ودهش در فرهنگ زرتشتیان

چهاردهم اسفند ماه هرسال به عنوان جشن نیکوکاری نامگذاری شده است. این جشن در گاه شماری زرتشتی « وَرهرام» روز است، ورهرام نام یکی از روزهای خجسته در آیین زرتشتی و هنگامی است که درهرماه زرتشتیان به نیایشگاه رفته ضمن نیایش خداوند یکتا به داد و دهش نیز می پردازند. داد و دهش درفرهنگ این سرزمین جایگاه ویژه یی دارد.

بینش اشوزرتشت برمبنای نیکی و نیکوکاری استوار شده است. پیامبر از انسان ها می خواهد تا درزندگی دیگران نیز نقش سازنده و نیک داشته باشند و به همین روی در پیامش«خوشبختی را از آن کسی می داند که در پی خرسندی دیگران باشند.»

اشوزرتشت پیروانش را به یک پیشی جویی و رقابت درنیکوکاری سفارش می کند.

« هریک از شما، باید در کردار نیک از دیگری پیشی جوید و با این روش زندگی خود را خوش و خرم سازد».

در پیام اشوزرتشت آمده است:« داد و دهش را که پسند اهورا مزدا و از نیکوکاری است از نیازمندان دریغ مدارید».

ازسوی دیگر آیین زرتشت با دریوزگی و بیکاری مخالف است . او انسانهای کاهل و کسانی که توانایی کار و کوشش دارند ولی عادت به تنبلی کرده، ریاضت کشی و درویشی را برگزیده تا ازدسترنج دیگران بهره مند شوند، نمی پسندد و یکی از روش های نیکوکاری را ایجاد کار برای بیکاران می داند.

« بیکاران را که اندام سالم دارند و توانایی انجام کار به کار وادار سازید.»

« به اندازه یی کار به نیازمندان رسانید تا بیکار و بد کردار نمانند.»

بزرگمهر، وزیر خردمند انوشیروان در نوشته خود «یادگار بزرگمهر» درخصوص نیکوکاری چنین می گوید:«چون دارایی گیتی ، همه زود گذر و تباه شدنی و ازمیان رفتنی است، کسی که سزاوار داشتن است، یزدان با دهش نیکش براو فر و بزرگی بخشد... توانگر گردد و ازاو کارهای بزرگ برآید. دارایی فراوان اندوزد، برترین جایگاه را گیرد وبه بزرگی و شکوه رسد. او زندگیش دراز، فرزندش نیکو، سخنش گیرا و دهش های نیکش به کار باشد.»

موبد موبدان دوران ساسانی برای پسرش که زرتشت نام داشت. اندرزهایی نوشت که بخشی از آن درباره نیکوکاری است.

«پسرم نیکوکار باشد... تا آنجا که می توانی ازدارایی ات، داد و دهش کن، دل را شاد ساز، تا یزدان نیکی تو را بیافزاید...»

«پسرم بشنو تو را می گویم...

بهترین بخشش ها دانش و خرد است، زیرا دارایی و خواسته پایان پذیر است و دانش و خرد پایدار... به کار نیک گرای زیرا هرکه نیکی کند پاداش نیک یابد.»

نیکوکاری درسنت و فرهنگ زرتشتیان به سه شیوه انجام می گیرد:

1- نیاز  2- اشوداد   3- گهنبار خوانی

درنوع نیاز، نیکوکار نسبت به توان مالی خود به صورت نقدی یا به صورت فرآورده های خوراکی و پوشاکی، دهش خود را دراختیار سازمان ها و انجمن های خیریه قرار می دهد تا موبد یا سامانگر آگاه به خواسته جامعه آن را دراختیار نیازمند قرار دهد. دراین نگرش دهشمندی به صورت همگانی انجام می گیرد و بی گمان موجب گداپروری و تنبلی بین نیازمندان نخواهد شد.

در اشوداد، دهشمندی از چیزهای جابه جاشدنی نیست. نیاکان ما هدایای خود را به صورت اشوداد(وقف) که شامل زمین، خانه یا کشتزار بوده دراختیار نیایشگاه و ارگان ها قرار می دادند تا گردانندگان این مراکز با موبدانی که کارشان ساماندهی به اشودادها بوده ازآنها برای سودرسانی به نیازمندان بهره گیرند.

گهنبار، برگزاری جشن هایی است که شش دوره در سال برگزار می شود و هردوره پنج روز ادامه دارد. در روزهای ویژه گهنبار، هرزرتشتی نسبت به توانمندی مالی خود به داد و دهش می پردازد. دراین گونه نیکوکاری دهشمند با تهیه خوراکی های سنتی، آجیل و خشکبار درخانه خود و یا تالار همگانی، بدون دعوتی خاص، چشم به راه همه است تا ازخوان او بهره مند شوند و ازهدایایی که فراهم شده به نسبت مساوی استفاده کرده و جشن نیکوکاری گهنبار را با سرور و شادمانی برپا دارند.

 

فلسفه نماز دردین زرتشت ارزشمند است. مردم می خواهند یک باوری در نیایش داشته باشند که بر زندگی روزانه آنان اثر بگذارد. بنابراین نماز هم به اندیشه می شود، هم به گفتار و کلام و هم به کردار. در بخش گفتاریش، یک نمازی است که در پنج گاه انجام می شود: گاه اوشَهَن درآغاز روشنایی. اوشهن؛ یعنی تابش نور. درگاه اوشهن 40 تا 50 دقیقه بیشتر نیست وهنوز آفتاب برنیامده است. گاه بعدی هنگام برآمدن آفتاب و همین جور می رسد تا گاه شب که نمازهایی می خوانند، بخشی از این برگرفته از پیام زرتشت است ویک سری از پیام ها را دارند که از زمان ساسانیان به آن اضافه شده است.

درمورد روزه، زرتشتیان روزه به آن شکل ندارند که غذا نخورند؛ زیرا دراندیشه زرتشت، اگر شخصی خردمند باشد، همیشه در حال روزه است. یعنی آن چیزی برای آنها حرام است، که به جسم و جان آنها آسیب وارد کند. پس هرچیزی زیان آور نباید مصرف شود. اما یک نوع پرهیز دارند که عبارت است از مصرف نکردن گوشت در 4 روز از هرماه. این روزها عبارتند از: روزهای بهمن، ماه ، گوش و رام.

 

منابع:

1.     شائول شاکد،از ایران زرتشتی تا اسلام، ترجمۀ مرتضی ثاقب فر، انتشارات ققنوس.

2.     مهر، فرهنگ، دیدی نو ازدینی کهن، انتشارات جام.

3.     آرسی.زنر، زروان یا معمای زرتشتی گری، ترجمۀ دکترتیمور قادری، انتشارات فکر روز.

4.     فرانس آلتهایم، زرتشت و اسکندر، ترجمۀ علی نورزاد، انتشارات سمیر.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:46 توسط دانشجو |