آزگود (مباني پژوهش)
طيف ها
شناخت پديده ها در پژوهشهاي اجتماعي پيچيده ترند، زيرا با ابعاد ذهني و ارزشي ميآميزند، آنچنان كه شناخت وقايع عيني در اكثر موارد بدون شناسائي دنياي ارزشها و جهان بيني انسانها ممكن نيست.
بنابراين ابزار تحقيق نيز در اين محدوده بايد دقيقتر، حساستر و پيچيده تر باشد. چون مقياسهاس ساده نمي توانند، در شناخت واقعيت رسا باشند، بنابراين دانشمندان به انديشه طيفها افتادند. با طيف مي توان به صورت غير مستقيم به شناخت پديده هاي حساس پرداخت و انديشه پاسخگويان را با توجه به معيارهاي مشخص ردهبندي كرد.
به عبارتي ديگر جمع آوری داده ها و كيفيت داده های بدست آمده يکی از مهمترين عوامل در دقت و صحت و کارا بودن مطالعه های توصيفی يا پيمايشی است .
در گروه يا جامعه بزرگ می توان با استفاده از پرسشنامه اقدام به جمع آوری اطلاعات معين در مورد موضوعات خاص نمود.
كيفيت تنظيم پرسشنامه در به دست آمدن اطلاعات صحيح و درست و قابل تعميم بسيار با اهميت است لذا باید در تهيه پرسشنامه نکات زيادی رو مورد توجه قرارداد و از جهات گوناگون آنرا بررسی نمود.
پارامترهای مشخص و دانه ای
پارامترهای پيوسته و طيف گون
در دسته اول با یک سوال ساده مانند تعداد مسافرت یا تعداد فرزند مشخص میشود
اما در دسته دوم شرايط به گونه ديگری است.مثلا می خواهيم ميزان علاقه يا تنفر افراد را به يک فرد يا يک موضوع مشخص کنيم .چه بايد بکنيم آيا می توان گفت که شما چقدر از اين فرد متنفر هستيد(آنرا با درصد بخواهيد)
چه جوابی دريافت ميکنيد يکی ميگويد۵۰ درصد و ديگری می گويد ۲۰ درصد .آيا اولی بيشتر متنفر است. معلوم نيست چون رابطه بين ميزان تنفر فرد و درصد تنفر يک رابطه مشخص و تعريف شده ای برای فرد نيست.پس چه بايد کرد؟
تذکر:(سنجش نگرشها ،تمايلات،گرايشها،آرزوها از اين دسته اند)
در اين مواقع ما سعی داريم کيفيت را بسنجيم .به عنوان يک راه عملی بايد سعی کنيم آنرا بصورت کمی در آوريم.يعنی در چارچوب مقياس های اسمی - عددی بيان شوند.پس برای سنجش پديدهها و مفاهيم کيفی اجتماعی مقياسها يا طيفهای(scales) رابه کار می گيريم . طيفهای متعددی وجود دارند.
1- طيف بوگاردوس
2- « تورستون
3- « ليكرت
4- «گاتمن
5- « آزگود
طيف آزگود 
هدف اصلي در تعيين اين طيف، شناخت و اندازهگيري تمايز معنائي است و اساس آن معناشناسي تفاوتي مي باشد در سال 1957 آزگود و همكارش سوسي در تحقيقي با نام «اندارهگيري معنا» در صدد برآمدند در زمينه پاسخهاي بدست آمده از طريق پرسشنامهها به تعمق پردازند. به نظر آنان كلمات، علامات خارجي يا عبارات در ذهن هر كس انديشه اي خاص پديد ميآورند و بايد توان دريافت و سنجش معناها را احراز كرد.شيوه هاي اين طيف را می توان به 1- صفات دو قطبی 2- مقايسه زوجی 3- تحليل عبارت 4- تحليل معنائی تقسيم نمود.
اول- صفات دوقطبي :
با اين شيوه، در صورت مقايسه دو قوم، يا دو پديده، بدين طريق بايد عمل كرد:
1- موضوعهاي مورد تحقيق را بدقت مشخص نمود.
2- شاخصها يا ابزار سنجش را بدقت تعين كرد
3- جمعيت نمونه را بدقت مشخص كرد
4- هر سنجه را به جمعيت نمونه ارائه كرد و دو پديده مورد نظر را با توجه به اين شاخص نمره گذاري نمود
5- معدل نمرات بدست آمده را محاسبه كرد
6- كل معدلها در يك جدول جاي داده شود.
7- در پايان منحني انديشه را ترسيم نمود.
اساس اين روش مبتني بر تداعي معاني (ASSOCIATION) است و طي آن
- محركي (مثلاً كلمة : "مادر")
- به پاسخگو داده و از او درخواست ميشود تا آن محرك را
- بر مبناي صفات متضادي (polare Attribute) چون سفيد/سياه، غمگين/ خوشحال، خوب/بد ... بررسي كند
- و بگويد كه بين محرك (مادر) و صفات متضاد، چه رابطهي تصويري ميتواند برقرار نمايد. مثلا كلمه مادر را به صفت سفيد نزديكتر تصور ميكند يا به سياه، به غمگين نزديكتر ميداند يا به خوشحال و غيره.
در آغاز هدف هوف سوسر از اين روش ترسيم و تعيين فضاي مفهوم واژهها بود. او از اين طريق نشان داده است كه واژهها از نظر گروهها ي مختلف داراي معاني وارزشهاي متفاوتي ميباشند و براي مثال، واژه "تنهايي " را از نظر آمريكاييها (Lonesomeness) و از نظر آلمانيها (Einsamkeit) براساس 24 جفت صفات متضاد بررسي مينمايد و سپس نتيجه ميگيرد كه تنهايي از نظر آمريكائيها بيشتر بيانگر وضعيتي ناخوشايند بوده و در صورتيكه از نظر آلمانيها چنين نيست. لذا دو واژه "Lonesomeness" و "Einsamkeit" كه معني لغوي هر دوي آنها "تنهايي" است، داراي فضاي مفهوم يكساني نيست (ضريب همبستگي آنها = فقط40//0=r ) و نمي توان آنها را – مثلاً هنگام ترجمه – جايگزين يكديگر نمود.
اين روش توانست بعدها براي سنجش مسائل متعدد علوم اجتماعي به طرز جالب و دقيقي مورد استفاده واقع گردد كه طرز كار با آن ذيلاًتشريح ميشود:
طرز كار
1-در آغاز موضوع مورد بررسي (= محرك) انتخاب ميشود. مثلاً ميخواهيم بدانيم كه كارگران چه تصويري از كارفرماي خود دارند. بنابراين "كارفرما " در اينجا محرك خواهد بود
2- سپس معرفهائي (به صورت صفات متضاد) كه با محرك ميتوانند ارتباط تصويري داشته باشند (مانند: خوب/بد، قوي/ضعيف، سنگدل/مهربان) انتخاب ميشوند.
3- تعداد صفات متضاد مشخص و محدود نيستند. هوف سوسر در مثال خود 24 زوج و آزگود و همكارانش 76 زوج صفات متضاد برگزيدند.
4- هر يك از دو صفات متضاد (مانند: سفيد/سياه) در دو سوي يك طيف (عموما) هفت درجهاي – با فواصل متساوي – قرار ميگيرند:
سفيد o…..o…..o…..o…..o…..o…..o…..o سياه
5- از پاسخگو (مثلا كارگر) درخواست ميشود، محرك فوق را بر مبناي اين طيف ارزيابي كند.
6- جهت صفات متضاد نبايد هميشه از جهت مثبت به جهت منفي باشد و صفات مثبت نميبايست هميشه به ترتيب، زير يكديگر قرار گيرند:
|
مثال: |
|
7 |
6 |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
|
|
|
|
خوب |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
بد |
1 |
|
|
خشن |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
مهربان |
2 |
|
|
زيبا |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
زشت |
3 |
|
|
ضعيف |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
قوي |
4 |
|
|
مشكل |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
آسان |
5 |
|
|
بزرگ |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
كوچك |
6 |
|
|
كند |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
تيز |
7 |
|
|
فعال |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
منفعل |
8 |
|
|
سريع |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
آهسته |
9 |
7- عموماً پس از انكه پاسخگو محرك مورد نظر ( مثلاً كارفرما) را بر مبناي صفات متضاد بررسي نمود، مجددا يك برگ ديگر از همان صفات متضاد با همان ترتيب اما اين بار با يك محرك ديگر (مثلاً: دوست) به او داده ميشود تا بتوان اين دو محرك را با يكديگر مقايسه نمود و ديد كه از نظر پاسخگو چه تفاوتي بين محرك اول و محرك دوم كه مبداء مقايسه قرار گرفته است وجود دارد.
همچنين ميتوان يك محرك را دو بار (با فاصله زماني چند ماه) به پاسخگو داد تا تغيير گرايش او نسبت به محرك مزبور بررسي شود. مثلا ميتوان در آغاز سال تحصيلي، محرك "استاد" را براي قضاوت به دانشجويان (به عنوان پاسخگو) داد و در پايان سال تحصيلي مجددا " نظر او را بررسي نمود تا تغيير گرايش احتمالي او مشخص شود.
استخراج
1-هر دو قضاوت را بر روي يك برگ از صفات متضاد منعكس و نقاط ارزيابي هر قضاوت را به هم وصل كرده و بدين ترتيب تفاوت بين دو قضاوت را به صورت تصويري زير مشخص مينمائيم:
|
|
|
7 |
6 |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
|
|
|
1- |
خوب |
.دوست |
. |
. |
. |
. |
.كارفرما |
. |
بد |
1 |
|
2- |
خشن |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
مهربان |
2 |
|
3- |
زيبا |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
زشت |
3 |
|
4- |
ضعيف |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
قوي |
4 |
|
5- |
مشكل |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
آسان |
5 |
|
6- |
بزرگ |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
كوچك |
6 |
|
7- |
كند |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
تيز |
7 |
|
8- |
فعال |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
منفعل |
8 |
|
9- |
سريع |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
. |
آهسته |
9 |
2- از انجا كه تعداد پاسخگويان بيش از يك نفر ميباشند. براي هر زوج از صفات متضاد (مثلا خوب/بد) ميانگين ارزيابي كليه پاسخگويان را محاسبه (جمع نمرات كليه پاسخگويان تقسيم بر تعداد پاسخگويان) و به عنوان يك عدد بر روي طيف آن زوج مشخص ميكنيم.
مثلاًدر تصوير فوق نمرهاي كه پاسخگو براي محرك كارفرما بر روي طيف خوب/بد تعيين نموده 2 است. به همين ترتيب نمرات بقيه پاسخگويان را براي زوج: خوب/بد تعيين و سپس معدل همة اين نمرات را براي زوج خوب/ بد گرفته و به عنوان يك نمره بر روي طيف همان زوج منعكس مي كنيم.
3- گر چه پس از گذراندن مرحله 2 و ترسيم نمرات ميانگين – همانند تصوير فوق بر روي طيف تفاوت بين دو قضاوت (قضاوت درباره كارفرما ار يكسو و دوست از سوي ديگر) مشهود خواهد بود اما اين تفاوت را ميتوان بازهم به گونهاي دقيقتر نمايان ساخت بدين معني كه ما:
· محور مختصاتي را ترسيم مينمائيم كه:
· محور افقي آن نشاندهندة طيف براي قضاوت درباره كارفرما(محرك اول)باشد.
· محور عمودي آن بيانگر طيف براي قضاوت درباره دوست (محرك دوم) باشد.
· سپس ميانگين نمراتي را كه براساس مرحله 2 براي هر يك از زوجها بدست آمده بود
بر روي اين محور مختصات منتقل ميكنيم مثلاً اگر فرض كنيم كه تصوير فوق استخراج قضاوت يك پاسخگو نبوده بلكه معدل قضاوت كليه پاسخگويان (يعني آنچه در مرحله 2 تشريح شد باشد، در آنصورت در مورد صفات متضاد شماره 1 (خوب/بد) ، كه محرك اول (محور افقي، كارفرما) با نمره 2 و محرك دوم (محور عمودي، دوست) با نمره 6 ارزيابي شده بود. شماره صفات متضاد 1 را در مقابل 2 (از محور افقي ) و 6 (از محور عمودي) علامت ميزنيم. شماره صفات متضاد ديگر را نيز به همين طريق بر روي محور مختصات منتقل ميكنيم
انتقال ارزيابي صفات متضاد بر روي محور مختصات
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دوست | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
7 | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
6 | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
5 | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
4 | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
3 | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
2 | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
1 | |||||||||
|
|
|
7 |
6 |
5 |
4 |
3 |
2 |
1 |
در تصاويري مانند تصويرفوق اگر نقاط منتقل شده بر روي محور مختصات از سمت چپ پايين (1) به سمت راست بالا، كم و بيش در امتداد يك خط قرار گيرند همبستگي بين دو محرك زياد و مثبت (حداكثر1+ ) خواهد بود (يعني كارفرما از سوي كارگران همچون يك دوست تلقي ميشود)و اگر نقاط مزبور از سمت راست پائين (7، كارفرما) به سمت چپ بالا (7، دوست) كم و بيش در امتداد يك خط باشد- كه تصوير فوق اين چنين است- همبستگي بسيار منفي (حداكثر 1- ) مي باشد (يعني: كارفرما از سوي كارگران همچون دشمن تلقي ميشود)
4- ضريب همبستگي (يا به اصطلاح ميزان تشابه دو محرك) را ميتوان طبق فرمول پيرسون براوس (PEARSON/BRAVAS) محاسبه نمود:
كه در آن: n= تعداد زوج ها
= نمرات ارزيابي محرك اول (كارفرما)
= نمرات ارزيابي محرك اول (دوست)
دوم- مقايسه هاي زوجي:
تمايز معنايي را ميتوان بصورت ساده يا از طريق آميزش آن با مقايسههاي زوجي مورد استفاده قرار داد:
مثال: چنانچه قرار باشد، خواستههاي اساسي ساكنان يك محله شناخته شود، يا مناطق شهرداري تهران مورد ارزيابي قرار گيرند، با استفاده از شيوه هاي سنجش افكار ميتوان بدين صورت عمل كرد.در مورد سوال اول، محقق صرفاً نمي پرسد، «خواسته هاي شما چيست»؟ بلكه بعد از انجام مطالعه مقدماتي و دريافت اهم نيازها و بدان منظور كه دقيقاً اولويت خواسته ها را تميز دهد و احياناً در يك برهه خاص زماني آنان را متعاقب يكديگر پاسخ گويد، ميپرسد: لوله كشي آب را بيشتر لازم ميدانيد يا آوردن برق را؟ سپس ميپرسد، لوله كشي آب را بيشتر لازم ميدانيد يا آسفالت كوچهها را؟ پس از آن سوال ميكند، برق را بيشتر لازم ميدانيد يا آسفالت كوچهها را؟
در مورد سوال دوم نيز چنانچه سنجش عقايد مردم درمورد سه شهردار صورت پذيرد ،بايد در آغاز تصميم گرفت با كدام روش (صفات قطبي، تحليل معنائي واژگان يا تحليل عبارت ) به كار سنجش پرداخته ميشود. پس از آن هر سه شهردار را با يكديگر مقايسه و بهترين را معرفي كرد. بديهي است چنانچه تعداد موضوعات مورد سنجش بالاتراز سه باشد،مقايسههاي زوجي نيز بسيار بالا مي رود و محاسبه آن با فرمول:
صورت پذير است. به عنوان مثال . اگر قرار باشد 20 شهردار را دو به دو مقايسه كنيم بايد 190 بار:
كار مقايسه صورت پذيرد. در چنين مواردي، مي توان به طور تصادفي تعداد زوجها را بين پاسخگويان تقسيم كرد تا كار مطالعه سرعت يابد. شيوه عملي نيز بدين صورت است كه تعداد دفعات گزينش بر تعداد افراد مورد مصاحبه تقسيم مي شود.
در مثال بالا، چنانچه جمعيت نمونه 10 نفر باشد، هر فرد بايد به 19 زوج پاسخ دهد.
از محاسن اين فن اين است كه پاسخگويان به هنگام گزينش، ديگر راهها يا واقعيت را ميتوانند در نظر بگيرند. به عنوان مثال: اگر قرار است مسائل مدرسهاي در يك محله محروم مورد مطالعه قرار گيرد سوال ميشود، آب لازمتر است يا برق؟ آب لازمتر است يا راه آسفالت؟ آب لازمتر است يا دستگاه حرارت مركزي؟ و ...
سوم- تحليل عبارت:
بدان منظور كه كار تحقيق با ژرفائي بيشتري صورت پذيرد، محققان از شيوه هاي ديگري نيز استفاده ميكنند، از جمله ارائه يك جمله و تكميل آن توسط مخاطب در رابطه با موضوع مورد تحقيق است. گزاره اساسي اين است كه با ارائه يك عبارت بهتر مي توان سنجش دقيق معنائي كلمات را صورت پذير ساخت. هيندل از همين شيوه در راه شناخت و اندازهگيري «كليشه ها» يا عقايد قالبي دانشآموزان انگليسي نسبت به مردم آمريكا استفاده كرد و دانش آموزان بايد:
الف: جملاتي را تكميل ميكردند: نظير : مردم آميريكا از نظر اخلاقي........ هستند،
ب: جملات تكميل شده اي را مورد طرد يا پذيرش قرار مي دادند: نظير: مردم آمريكا نيز مانند ما ميانديشند و عمل ميكنند.
چهارم – تحليل معنائي:
« بايد ديد وقتي يك انسان صفتي خاص را در تشريح موضوعي بكار ميبرد، تا چه حد آن صفت حاوي توان معنائي است؟ تا چه حد از نظر عاطفي تنفر يا تعلق خاطر را ميرساند؟ « عناصر تشكيل دهنده انديشه هر انسان، خاص اوست و متمايز از ديگران. هر كلمه در داخل فهرست كلمات ارائه شده نيز معنا يا جائي خاص مي يابد» بنابراين، هم زمينه ذهني پاسخگو، هم بافت پرسشنامه، ميتواند معاني يا انديشههاي خاصي را در ذهن مخاطب برانگيزد. همچنين بايد توجه داشت برد معنايي كلمات براي همگان يكسان نيست. به عنوان مثال، زماني كه فرد ميگويد كليمي ها مردمي «جاه طلب» هستند، ضرورتاً اين بدان معنا نيست كه از يك يك آنان تنقر داشته باشد. بنابراين، بايد ضمن بكار بردن كلمات به عنوان ابزار سنجش حالات رواني، زمينه هاي ذهني و بافت كلي پرسشنامه را مطمحنظر قرار داد. هم برد معنائي كلمه (شدت) آنرا احتساب كرد، هم آنكه جهت معنائي آنرا شناخت، شيوه عمل بدين صورت بود:
از پاسخگويان (دانشجويان) دانشكده حقوق دانشگاه تهران در سال 1342 خواسته شد، اولين انديشه خود را در باب ويژگيهاي مردم با شنيدن نام اين كشورها ابراز دارند: فرانسه، انگلستان، سوئيس، هلند. پاسخگويان چنين ابراز داشتند: اولين انديشه آنان با شنيدن صداي هلند، گل- سوئيس، صلح و آرامش- فرانسه، شراب بود. پس از اخذ پاسخهاي نخستين ،بدين صورت، بايد سعي داشت سنجش برد معنائي، جهت و شدت انديشهها صورت گيرد. به عنوان مثال،فردي اظهار ميكند از مردمي تنفر دارد . زماني كه از او ميپرسيد، آيا حاضريد آنان (مردم مورد نظر) را از اين محله اخراج كنيم، ميگويد خير، فقط آنان را دوست ندارم و حال آنكه ديگري ممكن است با اظهار اين كلمه، حاضر و حتي علاقمند باشد اين مردم را يك يك نابود كنند.
لازم به اشاره است كه كاربرد اين طيف در جوامعي كه پاسخگويان از سطح آگهي (سواد) كافي برخوردار نيستند محدود ميباشد مثلا آزمايش اين طيف بوسيله دانشجويان گروه جامعه شناسي دانشگاه ملي ايران در يكي از كارخانجات اطراف تهران (1356) نشان داد كه كارگران، طرز كار با اين طيف را درست درك ننموده و در هنگام پاسخ دادن دچار اشكال شدند، بطوريكه بهرهگيري از نتايج آن تحقيقات امكان پذير نبود.
فرض كنيد، مطالعهاي در زمينه گرايش به فاشيسم در نظر باشد، شيوه عمل بدين صورت است:
1- در آغاز، فاشيسم تجربه ميشود، يعني خصوصيات اصلي آن استخراج ميگردد.
فرض كنيد، خصوصيات اصلي فاشيسم چنين باشد: ملي گرايي افراطي، امپرياليسم، نظاميگري، نژاد پرستي و ... سپس، به وزن بخشي اين خصوصيات ميپردازيم.
2- پس از آنكه دقيقاً خصوصيات اصلي و كامل فاشيسم بدست آمد، از هر يك از اين خصوصيات، شاخص يا معرف ميسازيم. فرض كنيد، براي اندازهگيري ميزان گرايش به نژادپرستي شاخصهاي زير پذيرفته شوند:
- آيا معتقد به برتري نژاد هستيد؟ بلي خير
- اگر بلي، تا چه حد؟ بسيار زياد زياد تا حدودي
- نژاد برتر را كدام نژاد ميدانيد؟ 1... 2... 3...
- نژادهاي پست كدامند؟
- معتقديد نژاد برتر داراي چه خصوصياتي است؟ (به ترتيب اولويت) 1... 2... 3...
در راه شناخت گرايشهاي نژادپرستانه ميتوان از شاخصهاي غير مستقيم استفاده كرد.
نظر:
آيا مايليد يك سياهپوست را بخانه بريد؟
يا:
آيا مايليد دختر خود را به يك سياهپوست دهيد؟
و يا:
در صو.رت تساوي شرايط يك سياهپوست و يك سفيدپوست، به كداميك امكان اشتغال ميدهيد؟
چرا؟
درين جهت، ميتوان از شيوههاي ليكرت نيز سود جست:
به نظر من سياه و سفيد كاملاً برابرند:
بسيار موافق موافق بي نظر مخالف بسيار مخالف
اگر دو نفر (سياه و سفيد) جهت انجام كار به ما پيشنهاد شوند، بدون توجه به رنگ پوست، بايد بهترين را برگزينيم:
بسيار موافق موافق بي نظر مخالف بسيار مخالف
هنگامي كه شاخصها تهيه شدند و هر يك براساس اولويت و اهميت وزن يافتند؛ بايد از اعتبار صوري جهت تامين اجماع و جدائي از ذهنگرائي محقق استفاده كرد. در راه شناخت حساسيت سنجه و هم هماهنگي آن با ديگر سنجهها، ميتوان از محاسبه همسازي و قدرت تميز سود جست.
3- بايد موقعيت انجام تحقيق از هر نظر همگن شناخته و كنترل شده باشد.
7- بايد توجه داشت دقيقاًهر سنجه براي همگان، معناي يكساني به ذهن متبادر سازد.
8- بايد بدرستي توجه نمود كه ذهن پاسخگو، به هنگام تكميل پرسشنامه دچار:
الف: فرا انگيزش نشده باشد. يعني انگيزه كاذبي موجبات اختلال در ذهن و انحراف آنرا از مسير طبيعي فراهم نياورد.
ب: عواملي آني موجب نشده باشد كه در هنگام تكميل پرسشنامه تحت تاثير آن عوامل آني و خاص، نظراتي ابراز دارد كه متعارف نيست و نظر معمول او بشمار نمي آيد.
پ: بايد ذهن مخاطب را كنترل كرد تا نوسانپذيري آن بدرستي روشن باشد. افراد هيجاني ، سخت تحت تاثير عوامل آني قرار ميگيرند و در چند دقيقه از يك حال به حال ديگر تغيير ميكنند. بايد بدرستي اين نوع انديشهها را در كنترل داشت.
9- بايد توجه داشت، تمامي سنجهها، در تمامي برهههاي تحقيق و در صورت تعدد پرسشگران، توسط تمامي آنان،يكسان، همگن و هماهنگ مطرح شوند. تا بدرستي بتوانيم انگيزهها و تمايز آنانرا اندازهگيري كنيم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بايد توجه داشت كه صفات برگزيده شده، ميبايست از سوي پاسخگويان كاملا بصورت متضاد تلقي شوند. مثلاً كند/تند ممكن است از نظر پاسخگويان صفات متضاد نباشد همچنين ممكن است گاهي براي صفتي، دو صفت متضاد وجود داشته باشد (مانند شيرين/ تلخ و شيرين /ترش) و يا اصلاً صفات متضادي يافت نشود.اما از آنجا كه دست محقق در انتخاب صفات متضاد نسبتاً باز است اين نكته چندان مسئلهاي ايجاد نمي كند مسئله اساسي در اين طيف عليالاوصول يافتن تعداد كافي از صفات متضادي است كه بتوانند موضوع خاص مورد بررسي را بسنجند و به عبارت ديگر پاسخگو بتواند بين آنها صفات متضاد و محرك مورد سنجش، رابطه تصويري برقرار نمايد. اين مسئله را آزگود تا حدودي برطرف نموده است. بدين معني كه او 20 زوج صفات متضاد تهيه كرده است كه ميتوان در بسياري از تحقيقات گوناگون از آنها استفاده نمود.
بحث و انتقاد
گر چه با طيف برش قطبين نمي توان مسائل وسيع و گستردهاي را بررسي نمود. اما كاربرد اين طيف بيش از آن حدي است كه در آغاز تصور ميرود. زيرا علاوه بر تعيين فضاي مفهوم واژهها، ميتوان از آن براي سنجش:
- محبوبيت ووجهه فرد با افراد در جامعه (سنجش محبوبيت: سياستمدار، روحاني، معلم ...)استفاده كرد.
- گرايشهاي بين قومي (مثلا تصويري كه ايرانيها از روسها در ذهن خود دارند و سنجش محبوبيت روسها- يا آمريكائيها، فلسطينيها ... در بين ايرانيها) استفاده نمود. اين طيف خصوصاً در بازاريابي و تبليغات مربوط به آن بسيار بكار گرفته ميشود.
نكته اي كه ميبايست در اين طيف به آن بسيار توجه نمود،آنست كه صفات متضادي كه به عنوان معرف از آنها استفاده ميشود بايد مبتني بر ارزشهاي جامعه مورد مطالعه باشند و در صورتيكه در جامعهي ديگري، تحقيق مشابهاي در پيش باشد، بايد كارائي صفات متضاد و فضاي مفهوم آنها در آن جامعه (دوم)، مجددا بررسي شود ، مثلا صفت "قوي" (در زوج: قوي/ضعيف) از نظر ورزشكاران عموما به عنوان يك صفت مثبت و خوب تلقي ميشود، حال آنكه در يك جامعه آماري ديگر كه بيشتر از خانمها تشكيل شده باشد،ممكن است چنين نباشد.
نتيجه گيري و ارائه پيشنهاد
در واقع وقتي قرار است به سنجش طرز تلقيها پرداخته شود، پديده مورد تحقيق عيني و ملموس نيست. بسيار زود ملاحظه ميگردد كه هزينههاي بسيار صرف شده و حال آنكه دادههاي غير واقع بدست آمده است. يا آنكه دادههاي بدست آمده فاقد دقت و حساسيت هستند، بنابراين، وقتي قرار است تحقيقي در باب وجهه فرد يا افرادي نزد فرد يا گروهي ديگر به عمل آيد، ميتوان صرفاً پرسيد. آيا او (آنها) را دوست داريد؟ اين سوالي عاميانه است. نياز به آموزش روش تحقيق نيز ندارد. پاسخهايش نيز حائز ارزش بالائي نيستند. در يك سطح بالاتر ميتوان از مقايسها سود جست: نظر شما در مورد فلان فرد يا گروه چيست؟
بسيار موافقم موافقم نظري ندارم مخالفم بسيار مخالفم
اما مقايسه ها نيز بدرستي واقعيت حساس ذهني را به سنجش نمي گذارند. از جانبي اين امكان هست كه پاسخگو از اظهار عقيده درست خود به ملاحظاتي (نظير امنيت و ... ) باز ماند، از جانب ديگر، معلوم نيست كلمات تا چه حد برد معنائي و عميق دارند؟ يعني بدرستي نميدانيم وقتي فردي ميگويد با افراد فلان گروه مخالفم، دقيقاً تا چه حد مخالف است؟ آيا مي خواهد افراد آن گروه از حضور موقت در جمع او باز ايستند، يا آنكه حاضر است يك يك آنان را بدار زنند.
آزگود كوشيد تا به درون روان راه يابد ودرصدد شناخت و سنجش ايده، انديشه و بازتابي بود كه شنيدن يا ديدن يك يك كلمه در درون انسان فراهم ميآورد. او ميدانست كه ذهن هر انسان ساخته خاص خود دارد و برخورد كلمه، عبارت يا هر سنجه خارجي با آن، آميزهاي ممتاز و منحصر به فرد پديد ميآورد، همينطور او ميدانست كه در بسياري از موارد با يك كلمه كمتر ميتوان زواياي تاريك ذهن را روشن ساخت، از اين رو است كوششهايي كه در راه شناخت،با كلمات، سپس با عبارت ناقص و بعد از آن عبارت كامل صورت يافتند.
ميدانيم طرز برخورد فرد با پديده مورد مطالعه در گذشته مي تواند در انديشه اش تاثير گذار باشد. به عنوان مثال،چنانچه ارزيابي كار يك استاد توسط دانشجويان مورد توجه باشد، بايد ديد،چگونه دانشجوياني بايد در مورد او نظر بدهند؟
- آيا آنانكه اصلاً با او درسي نداشته اند؟
- آيا آنانكه با او درسي داشته اند و مردود شدهاند؟
- آيا آنانكه با او چند درس داشتهاند؟
- در طيفها بررسي عقايد و نظرات بدون توجه به بعد پرسشگر صورت ميگيرد، بايد ديد:
- آيا پرسشنامه را خود شخص تكميل ميكند؟ چقدر فرصت براي انجام آن دارد؟
- آيا پرسشنامه را پرسشگر تكميل ميكند؟
- آيا پرسشنامه در جمع تكميل ميكند؟
جهات منفي:
1- عقايد را مورد سنجش قرار نميدهد و فقط رده بندي افراد از آن بدست ميآيد.
2- جهات مختلف شخصيت را به مقايسه نمي گذارد و فقط خواسته ميشود يك فرد را بطور كلي با ديگران مقايسه كنند. در حالي كه ممكن است داوطلب يك، از نظر امانت بهتر باشد (از داوطلب2) اما از نظر نظم داوطلب شماره 2 از 1 بهتر باشد.
3- به حريم چراها يا عليت وارد نميشود و فقط تصوير سطحي ديدگاهها يا انديشهها با آن مطرح ميشود.
4- در صورتي كه تعداد موضوعهائي كه براي مقايسه داده ميشود، زياد باشد كار زيادي را ميطلبد و نتيجه خوبي نيز بدست نميدهد.
منابع:
1-ساروخاني باقر،روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي،پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي،1372
2-رفيع پور فرامرز،كندوكاوها و پنداشته ها،شركت سهامي انتشار،1380
این وبلاگ یک وبلاگ گروهی است و متعلق به فارغ التحصیلان رشته ی علوم ارتباطات, گرایش تحقیق در ارتباطات, مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی ورودی87 است.که از آذر ماه سال 87 آغاز به کار نموده است.